عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

527

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

نخوة فرعون . ( تكبّر فرعون ) . [ مؤلف گويد : ] خوارزمى دربارهء [ ابو الحسن على بن الحسن ] اللّحّام ، اين شعر را براى من خواند : رأيت للّحّام فى حلقه * للشّعر تطبيقا و تجنيسا نخوة فرعون و لكنّه * جانس فى حمل العصا موسى و غشّ ابليس و لكنّه * خالف فى السجدة إبليسا يعنى : لحّام را - كه سخنانش در گلو با شعر مطابقت و مجانست داشت - با نخوت فرعونى ديدم امّا چون موسى عصا به دست داشت او به ابليس حيله زد امّا در سجده به ابليس مخالفت كرد . ندامة الكسعىّ . ( پشيمانى كسعىّ ) نامش محارب بن قيس بود داستان او چنين است كه شترش را مىراند ، چشمش در كنار صخره‌اى بوتهء نبعه‌اى « 1 » افتاد و از آن خوشش آمد و گفت چه كمان خوبى از آن مىتوان ساخت . از آن روز باز ، از آن بوته مواظبت مىكرد هنگامى كه رسيد ؛ آن را بريد و خشك كرد . وقتى كه خشك شد از آن كمانى و چند تير درست كرد . پس بيرون رفت . و پنهانى به آبشخور گورخران رسيد ، شب در آنجا كمين كرد . يك گله گورخر گذشت . تير انداخت ، تير به گورخرى خورد و از آن سوى درآمد . اما او چنان پنداشت كه تير به جانور نخورده ، سپس تيرى ديگر انداخت و تيرى ديگر ، و پنج تير را در پنج گورخر از دست داد و در حالى كه هر پنج تير به هدف خورده بود او گمان مىكرد كه هيچ كدام نخورده ، چنين خواند : اخزى الإله لينها و شدّها * و اللّه لا تسلم عندى بعدها و لا أرجّى ما حييت رفدها يعنى : آيا پس از آن پنج تير - كه شمار آنها را نگاه داشته‌ام ، باز كمانم را بردارم و [ براى آزمايش ] تيراندازى از سر گيرم ؟

--> ( 1 ) - نبعه : درختى كه از آن كمان سازند ، خدنگ . ( م )